آهنگ «دختر خان» از کسری زاهدی

دختر خانی و من عاشق و رعیت پسرم وای اگر آتش عشق تو نیوفتد ز سرم
دختر خانی و زیبایی باران داری پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
دختر خان با دو ابروی غزل خان زده ای در دل طوفان دختر خان
دختر خان تو با آن پیرهن گلدار شده ای دلبر و دلدار دختر خان

به لب چشمه نرو یار دل مارا تو نیازار که رقیبان نشسته در کمینند
خنده ی سرسریت را موج آن روسریت را نگذاری که این آن و ببینند
دختر خان با دو ابروی غزل خان زده ای در دل طوفان دختر خان
دختر خان تو با آن پیرهن گلدار شده ای دلبر و دلدار دختر خان